الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
358
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
را بگيرد ، حكم او حكم قبيلهء هوازن است كه براى مهاجران و انصار ، به غنيمت گرفته شدند ! پس اين گروه آزادشدگان مهاجران و انصار به حكم نزديكى و قرابت رضاعى با آن حضرت ، پيامبر صلى الله عليه و آله غنيمت آنها را بخشيد و همينطور حكم قريش و اهل مكه همان حكم هوازن است كه رسولخدا صلى الله عليه و آله بر عليه ايشان دستور داد ، پس در حقيقت آن گزينشى براى امارت ازطرف خداى متعال و رسولخدا صلى الله عليه و آله و يا از جانب مردم خواهد بود ، همانطورى كه دربارهء غيرمعاويه نيز گفتهاند كه امت اجتماع كردند و فلانى ، فلانى و فلانى را فرمانرواى خود كردند ، پس او نيز نوعى گزينش بر امارت است جز اينكه ازطرف مردم است نه از جانب خدا و نه از طرف رسولخدا صلى الله عليه و آله ، و او اگر از طرف خدا و از جانب رسولخدا صلى الله عليه و آله و از سوى مؤمنان بر امارت گماره نشده باشد ، تا به دليل گزينش ايشان فرمانرواى ايشان گردد ، پس او از جانب خود و به خودى خود به فرمانروايى رسيده است ! درحالى كه حسن عليه السلام مؤمنى از مؤمنان است ، بنابراين معاويه - براساس شرطى كه كرده بود نبايد خود را اميرالمؤمنين بنامد - نمىتواند امير او باشد ، در نتيجه پذيرش فرمانروايى او در هيچ مورد بر او لازم نيست ، و به اين ترتيب آن حضرت از حكومت معاويه فارغ بود زيرا كه او خود را از تعيين او به امات مؤمنانى كه مؤمن واقعى بودند و آنكسانى كه ايمان در دلهاى ايشان جا گرفته بود ، رها ساخت ، و به آن دليل كه اين طبقهء از مردم به فرمانروايى او معتقد نبودند و اطاعت او را بر خود واجب نمىدانستند ، و از طرفى چون حسن عليه السلام امام و پيشواى نيكوكاران و كشندهء تبهكاران بود ، همانطورى كه پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « على